ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
232
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
در آن سال متوكل دستور داد نعش بدار آويخته احمد بن نصر خزاعى را فرود آرند و سر او را با تنش كه جدا شده بود ضميمه كرد و باولياء او سپرد كه آنها جسد و سر را غسل دادند و تكفين كردند و ببغداد حمل و دفن كردند . عوام هم كه عده آنها بىشمار بود در پيرامون نعش او تجمع و به جنازه تبرك كردند و دست بر تابوت مىكشيدند متوكل چون بخلافت رسيد از بحث در مسئلهء خلق قرآن نهى كرد و به تمام آفاق نوشت كه بحث و جدال درباره خلق قرآن منع شده . در آن سال على بن يحيى ارمنى براى غزاى صائفه ( روم ) لشكر كشيد . على بن عيسى بن جعفر بن منصور امير الحاج شد كه خود والى مكه بود . در آن سال مردى در اندلس قيام و ظهور كرد و ادعاى پيغمبرى نمود . قرآن را هم بنحو ديگرى تفسير كرد . بسيارى از عوام بمتابعت او شتاب كردند : يكى از دستورهاى دينى او آزاد گذاشتن موى بدن بود كه اجازه بريدن و تراشيدن و كوتاه كردن و اصلاح هر نوع مو را نمىداد ( مانند سيكها ) . همچنين ناخن . حاكم شهر آگاه شد و او را احضار كرد . نخستين سخن او اين بود كه حاكم را بمتابعت خود دعوت نمود . حاكم باوامر كرد كه توبه كند او خوددارى كرد . دستور داد او را بكشند و بدار بكشند كه كردند . در آن سال سپاه اسلام بلاد مشركين را قصد كرد يك جنگ بزرگ رخ داد و پيروزى نصيب مسلمين گرديد كه آن نبرد را واقعه بيضاء ناميدند و آن واقعه در اندلس مشهور بود . در آن سال عباس بن وليد مدينى در بصره وفات يافت . همچنين عبد الاعلى - بن حماد نرسى و عبيد اللّه بن معاد عنبرى . ( نرسى ) با نون و راء و سين بن نقطه است .